گروه فرهنگی سراج24: 54 سال قبل در چنین روزهایی رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا وقتی سوار ماشین کروک خودش بود و از جلوی جمعیت استقبال کننده اش در شهر دالاس میگذشت مورد اصابت گلوله قرار گرفت و همه چیز برای او و آمریکا تمام شد.
جان اف کندی رئیس جمهور آمریکا برای بازدید به شهر دالاس در ایالت تگزاس رفته بود. او سوار بر ماشین از مقابل جمعیت استقبال کننده میگذشت. او و همسرش هر دو در کنار هم در صندلی عقب ماشین نشسته بودند. رسانه های آمریکایی و اروپایی این رویداد را بصورت زنده و مستقیم پوشش میدادند. میلیون ها نفر پای تلویزیون های خود نشسته بودند و تصویر رئیس جمهور کشورشان یعنی کندی را تماشا می کردند. اما ناگهان و دربرابر همین دوربین های زنده خبری، کندی مورد اصابت گلوله قرار می گیرد. همه چیز به هم می ریزد و آمریکا رئیس جمهورش را مقابل دیده میلیون ها نفر از دست می دهد.
کمتر از دو ساعت بعد پلیس آمریکا فردی را با نام «آزوالد» به عنوان قاتل دستگیر می کند اما کمتر از دو روز بعد در اوضاعی مبهم و در شرایطی مرموز به قتل می رسد. ظاهرا همه مدارک و اسناد ترور کندی با این قتل از بین رفت و هیچ زنجیره ای برای فهمیدن اصل ماجرا باقی نماند.
اکنون دونالد ترامپ دستور داده است تا اسناد محرمانه ترور کندی بصورت عمومی منتشر شود. رسانههای دنیا نوشتند که این اسناد چیزی در حدود 95% اسناد ترور جان اف کندی است. 5% باقی مانده اسناد دقیقا همان چیزی است که گفته می شود جدی ترین و مهم ترین بخش اسناد ترور کندی است. سازمان های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا ترامپ را قانع کردند تا این 5% باقی بماند، او هم با اکراه پذیرفته و گفته که تنها انتشار این بخش باقی مانده از اسناد محرمانه را شش ماه به تعویق میاندازد.
کارشناسان بین الملل میگویند که ترامپ برای مقابله با خطر ترور خودش دست به انتشار این اسناد زده است تا هزینه برنامه ریزی ها برای ترور احتمالی خودش را بالا ببرد. تقریبا همه همنظرند که ترور کندی یک ترور برنامه ریزی شده حاکمیتی در آمریکا بوده است، مانند ماجرای 11 سپتامبر و حمله به برج های دوقلو.
در این سال ها کتاب های متعددی درباره ماجرای ترور کندی نوشته و منتشر شده است.
تمام کتابهایی که در زمان قتل کندی تا به حال منتشر شدهاند، پاسخی مستقیم به یک کتاب هستند: «گزارش کمیسیون وارن: قتل پرزیدنت کندی». این تحقیق که در ماه سپتامبر سال ۱۹۶۴ منتشر شد، به این نتیجه رسید که آزوالد به تنهایی عمل کرده و دو گلوله به سر و گردن کندی شلیک کرده است.
کتاب «چه کسی واقعا کندی را کشت؟» نوشته دکتر جروم آر کورسی هم مافیا را گناهکار میخواند، البته با کمی کمک از سوی ریچارد نیکسون و فرانسویها.
اثری دیگر به نام «مردی که کندی را کشت: پرونده علیه البیجی» نوشته راجر استون که یکی از همکاران ترامپ است به مناسبت ۵۰ سالگی قتل کندی منتشر شد و گفت پرزیدنت لیندون بی جانسون در همکاری نزدیک با مافیاییها و سیآیای در مرگ کندی دست داشته است.
در سال ۱۹۷۴، کتاب «اشکهای پاییز» نوشته چارلز مککری گفت این قتل به دستور ویتنام جنوبی در انتقام قتل رییسجمهور این کشور طی کودتایی به هدایت سیآیای در سال ۱۹۶۳ انجام شده است. چون مککری خودش مامور سابق سیآیای بود، خوانندگان گفتند نویسنده از اطلاعات خودش استفاده کرده وماجرا را داستانیتر روایت کرده است، اما وکلای او گفتهاند این ماجرا فقط فرضیه او بوده است.
حالا و پس از انتشار اسناد محرمانه از ترور کندی باید منتظر ادبیاتی جدید در تاریخ نگاری و حتی داستان نویسی نویسندگان آمریکایی از ماجرای ترور رئیس جمهور باشیم. شاید نویسندگان آمریکایی مشتاقانه در انتظار 6 ماه بعد نشسته اند تا رئیس جمهور ترامپ، 5% باقی مانده اسناد ترور کندی را منتشر کند. آیا تا آن روز ترامپ هم زنده است؟



